درود و سلام بر تمام عزیزانم

   + جواد پوراسماعیل - ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩۳

میرزا گلسرخی

جنگل تنهاست. بی صدای سردار 

جنگل با همه سبزی اش پریشان است 

آن گاه که میرزا در برف های خونین ضیابر. چشم ها بست 

بر شکوه آینده در شهر تاریک دژخیم به بزم نشسته بود 

نامت 

همیشه سبز باد

   + جواد پوراسماعیل - ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢

کاروان(سایه)

دیرست گالیا

در گوش من فسانه دلدادگی مخوان

دیگر زمن ترانه شوریدگی مخواه

دیرست،گالیا ! به ره افتاد کاروان

عشق من و تو؟.....آه

این هم حکایتی ست

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان شب دیگر برای عشق و حکایت  مجال نیست

.................... دیرست گالیا

 

   + جواد پوراسماعیل - ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٢

 

سلام

   + جواد پوراسماعیل - ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱

 

سلام

   + جواد پوراسماعیل - ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱

سرخ وسفید (سایه)

تا نیاراید گیسوی کبودش را

به شقایق ها 

صبح فرخنده 

                   در آیینه نخواهد خندید

شاد باشید و سربلند 

   + جواد پوراسماعیل - ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۱

آهنگ سفر

امروز منم که راهی کوی توام

امید وصال می کشد سوی توام

تا دست رسد شبی به گیسوی توام

می آیم و آشفته تر از موی توام

   + جواد پوراسماعیل - ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠

خیام

افسوس که سرمایه زکف بیرون شد

وز دست اجل بسی جگرها خون شد

کس نامد از آن جهان که پرسم از وی

کاحوال مسافران عالم چون شد

شاد باشید و سربلند

   + جواد پوراسماعیل - ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠
← صفحه بعد