بها الدین خرمشاهی

با آن  می باقی عطش باقی به

از خمکده ای یک نگه ساقی به

اخلاق تو انقلابی ار بود بدان

صد مرتبه انقلاب اخلاقی به

شعر از شاعر گرانقدر بها الدین خرمشاهی  از کتاب زنده میری

   + جواد پوراسماعیل - ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸

دل تنگم

من ابرم که می خواهد ببارد

دل تنگم هوای گریه دارد

دل تنگم غریب این در و دشت 

نمی داند کجا سر می گذارد 

شعر سایه 

 

   + جواد پوراسماعیل - ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸

شکوه دنیوی(شکسپیر)

شکوه دنیا همچون دایره ای است بر روی آب

که هر زمان بر پهنای خود می افزاید

ودر منتهای بزرگی هیچ می شود

(هانری ششم،پرده اول ،صحنه دوم) اثر ویلیام شکسپیر   با متن انگلیسی

glory is like a circle in the water 

which never ceaseth to enlarge itself

till by  broad spreading it disperse to nought

 

   + جواد پوراسماعیل - ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸

هستی(شیون فومنی)

شاعر به روال مردم کوچه نزیست

از گریه ،زبان گزید ودر خنده گریست

مرگ است بدو زنده و او،زنده به مرگ

در شعر پناه می برد،هستی نیست

شعری از شیون فومنی

   + جواد پوراسماعیل - ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۸

غم شیر (سایه)

در کنج قفس پشت خمی دارد شیر

گردن به کمند ستمی دارد شیر 

در چشم ترش سایه ای از جنگل دور

ای وای خدایا،چه غمی دارد شیر

شعری از سرور عالیقدر سایه

   + جواد پوراسماعیل - ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸

نیلوفرانه(سهیل محمودی)

با تو از نام تو هم آبی ترم

خلوتی سرشار از نیلوفرم

عشق،همرنگ نگاهت می شود

وقتی از چشم تو نامی می برم

لحظه های تازه ات را مثل گل

می گذارم لابه لای دفترم

وقتی از دست زمین وآسمان

لعنت و دشنام می ریزد سرم

خستگیهای خودم را پیش تو

در کنار دفترم می گسترم

بعد از آن حرف دلم را بیت بیت 

اندک اندک بر زبان می آورم

گر چه تو از من کمی شیداتری

من هم از تو اندکی عاشقترم

تو اگر یک لحظه پروازم دهی

شاید از هفت آسمان هم بگذرم

دوستان وهمراهان شعری از سهیل محمودی 

 

   + جواد پوراسماعیل - ٦:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۸

اگر عشق نبود (قیصر)

از غم خبری نبود اگر عشق نبود

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگ تر از نقطه موهومی بود 

این دایره کبود،اگر عشق نبود؟

از آیینه ها غبار خاموشی را 

عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود

دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سر گردانی 

تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

ای هم شعری از شاعر آزاده هم روزگار ما

   + جواد پوراسماعیل - ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸

هنوز (سایه)

هر چند که گرد من برانگیخته ای

باران بلا برسر من ریخته ای

چون اشک مرو ز پیش چشمم که هنوز

چون ناله به دامان دل آویخته ای

این هم دو بیتی استاد با فضیلت سایه

   + جواد پوراسماعیل - ٥:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳۸۸

سیمین بهبهانی

عید آمد ومی رود       بی پیک وپیام تو

صد نامه گشوده ام     بی یک گل نام تو 

آب از سر شرم شد     این جان که به سادگی

تقدیم تو شد ولی      می دید به جام تو


می خواستمت به جان      اما تو نخواستی

گوهر نشد ای صدف        این قطره به کام تو

با صید گریز خو       کوشیدنت آرزو

شادی ندهد تو را       این آهوی رام تو 

این بند ز پای من       مگشای که بسته ام 

پیمان دوام خود        با گوشه دام تو

برخیز که آتشی            می باید و دیر شد

سرد است سرای من              برف است به بام تو 

بگذار که گویمت        هر باده که می کشی

در غیر حریم من        می باد حرام تو را

 نه نه که ز من همان    زیبد که دعا کنم  

کز جام طرب دمد     خورشید به شام تو

هر غنچه گشوده شد       چون نامه دوستان........

عید آمد و می رود              بی پیک و پیام تو 

این هم شعری از سیمین بهبهانی  امیدوارم سالی خوب در پیش برای ایران عزیز وملت عزیز در پیش باشد

 

 

   + جواد پوراسماعیل - ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸