دنیا(فاضل نظری)

بعد لیلا نیز مجنون را به صحرا می کشند

آهوان مست جور چشم او را می کشند

زیر بار عشق قامت راست کردن ساده نیست

موج ها باری گران بر دوش دریا می کشند

قصهء انگشتری بی مثلم اما بی نگین

دوستان از دست من شرمندگی ها می کشند

قامتم هر قدر رعنا تر شود ،خورشید و ماه

سایه ام را بیشتر بر خاک دنیا می کشند

عشق موری بود بر سنگ سیاهی در شبی!

چشم های ما فقط ((رنج))تماشا  می کشند

شعری از فاضل نظری

   + جواد پوراسماعیل - ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸