کاروان(سایه)

دیرست گالیا

در گوش من فسانه دلدادگی مخوان

دیگر زمن ترانه شوریدگی مخواه

دیرست،گالیا ! به ره افتاد کاروان

عشق من و تو؟.....آه

این هم حکایتی ست

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان شب دیگر برای عشق و حکایت  مجال نیست

.................... دیرست گالیا

 

   + جواد پوراسماعیل - ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٦ امرداد ۱۳٩٢