سربسته(فاضل نظری)

ماه خندید به کوتاهی شور وشعفم

دست بردم به تمنا و نیامد به کفم

کشش ساحل اگر هست،چرا کوشش موج

جذبه دیدن تو می کشد از هر طرفم

راه تردید مسیر گذر عاشق نیست

چه کنم با چه کنم های دل بی هدفم؟

پدرانم همه سرگشته حیرت بودند 

من اگر راه به جایی ببرم نا خلفم

زخم بیهوده مزن،سینه ام از قلب تهی است

بهتر آن است که سربسته بماند صدفم 

شاد باشیدوسربلند

   + جواد پوراسماعیل - ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸