غزل طغیان(سید ضیا,الدین شفیعی)

هر چند ما،به مهر تو ایمان نداشتیم

عاشق شدیم و جرات کتمان نداشتیم

پاییز بود و کوچه ، پر از کودکان عقل

عمری گذشت و شوق دبستان نداشتیم

آیینه ای برابرمان از ازل نبود

یا بود جز خیال تو ، در آن نداشتیم

چندان فریب گندم روی تو خورده ایم 

کادم شدیم و حسرت شیطان، نداشتیم

چنگیز چشم های تو با ما چه کرد؟

ما را چه شد که غیرت طغیان نداشتیم

ای آرزوی سوخته ، ای خواب نا تمام !

آغازمان کجاست که پایان نداشتیم!؟؟

شاد باشید وسربلند

   + جواد پوراسماعیل - ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩