ساعت سنگین(رضا جعفری)

رسیده ساعت سنگین جان سپردن من


بیار قطعه زمینی برای مردن من



رسیده لحظه دندان به هم فشردن تو


رسیده لحظه پنجه به هم فشردن من



به نام تو شده بودم همین دو سه شب پیش


چقدر زود گذشت از به تو سپردن من



و من میان دو راهی شکست خورده شدم


ترک نخوردن تو یا شتک نخوردن من



چقدر صفحه تقدیر را ورق زده ام


که پاره پاره شده از ورق شمردن من



و بعد از این که بمیرم کنار تو هستم


زیاد کار ندارد چگونه بردن من



شروع می شوم از انتهای غربت تو


تمام می شوی آغاز خاک خوردن من



شعری از استاد رضا جعفری















   + جواد پوراسماعیل - ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

نمای محض(شعر :رضا جعفری)

این شعری  از استاد ارجمند  رضا جعفریای شاه کشور  حسن  روی از گدا مپوشان

ما مبتلای هجریم رحمی به جرعه نوشان

ما هیئتیم وممکن هستی نمای محضیم

بر ما لباس واجب از مرحمت بپوشان

آیینه ایم اما خودبین وخودپرستیم

ما راببر زجمع زنگی خودفروشان................

دست دعا برآور بهرم دعا کن ای شاه

گردم فدای خاک پای عبا به دوشان

 برای  دیدن  وخواندن  تمامی اشعار  استاد  به لینک  پیوند (سواد آیینه )ماجعه کنید

 

   + جواد پوراسماعیل - ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧