کهربا

من نه خود میروم  او مرا می کشد

کاه سرگشته را کهربا می کشد

چون گریبان زچنگش رها می کنم

دامنم را به قهر از قفا می کشد

دست وپا میزنم میرباید سرم

سر رها می کنم دست وپا می کشد

گفتم این عشق اگر واگذارد مرا

گفت اگر واگذارم وفا می کشد.......

لذت نان شدن زیر دندان او

گندمم را سوی آسیا می کشد

سایه او شدم چون گریزم از او؟

در پی اش می روم تا کجا می کشد.

با عرض پوزش از تمامی دوستان ما هم فقط شعر دیگران را برای شما قرار میدهیم چون خودم آنقدر سواد ندارم  

شعر زیبا از ه.ا.سایه که استاد سیامک شجریان آن را خوانده استه.ا.سایه 

 

 

 

 

   + جواد پوراسماعیل - ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧